محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3771

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مفضل نوشت كه او را ولايتدار خراسان كرده ، كه نه ماه ولايتدار بود و به غزاى بادغيس رفت و آنجا را بگشود و غنيمتها گرفت كه ميان كسان تقسيم كرد و به هر يك از آنها هشتصد درم رسيد ، آنگاه به غزاى اخروى و شومان رفت كه ظفر يافت و غنيمت گرفت و هر چه را به دست آورد ميان كسان تقسيم كرد . گويد : مفضل بيت المال نداشت ، هر وقت چيزى مىرسيد مقررى كسان را مىداد و چون غنيمتى مىگرفت ميان كسان تقسيم مىكرد . كعب اشقرى در ستايش وى شعرى گفته بود به اين مضمون : « وقتى بخشندگان خردمند را « كه كارهاى شايسته كرده باشند « به شمار آريم « تو در صف اولى « به دينم قسم كه مفضل قدرتى نمود « كه شد شومان آبگاه و مرتفع را « از آن همگان كرد . » در اين سال موسى بن عبد الله بن خازم سلمى در ترمذ كشته شد . سخن از سب قتل موسى و اينكه چگونه به ترمذ رفت و آنجا كشته شد ؟ دربارهء سبب رفتن وى به ترمذ چنين گفته‌اند كه وقتى پدرش عبد الله بن خازم گروهى از تميميان را در فرتنا بكشت ، كه خبر آن را از پيش ياد كرده‌ام ، بيشتر كسانى كه با وى بودند پراكنده شدند و او سوى نيشابور رفت و از تميميان نسبت به بنهء خويش كه به مرو مانده بود بيمناك بود و به پسر خويش موسى گفت : « بنهء مرا از مرو ببر و از نهر بلخ عبور كن تا پيش يكى از ملوك روى يا به قلعه اى شوى كه